ایستاده با نماز
آن روزها همهچیز از هم پاشیده بود؛ خیمهها در آتش میسوخت، عزیزان به شهادت رسیده بودند و غم، همهجا را پر کرده بود. اما حضرت زینب کبری(سلاماللهعلیها) ایستاد. نه با زور و قدرت ظاهری، بلکه با نیرویی که از دل عبادت میآمد. وقتی بدنها در اسارت بودند، روح او آزاد بود و بندگی خدا را زیباتر از همیشه نشان میداد. عبادت حضرت زینب(س) راحت و آسان نبود. او در ...
آن روزها همهچیز از هم پاشیده بود؛ خیمهها در آتش میسوخت، عزیزان به شهادت رسیده بودند و غم، همهجا را پر کرده بود. اما حضرت زینب کبری(سلاماللهعلیها) ایستاد. نه با زور و قدرت ظاهری، بلکه با نیرویی که از دل عبادت میآمد. وقتی بدنها در اسارت بودند، روح او آزاد بود و بندگی خدا را زیباتر از همیشه نشان میداد.
عبادت حضرت زینب(س) راحت و آسان نبود. او در دل سختترین غمها نماز میخواند. گفتهاند حتی در راه اسارت و در شبهای بعد از عاشورا، نماز شبش را ترک نکرد؛ فقط گاهی آنقدر ضعیف بود که مجبور میشد نشسته نماز بخواند. نماز برای او یک عادت ساده نبود؛ پناهگاهی بود که کمکش میکرد زیر بار غمها نشکند.
در روزهای اسارت، ارتباط حضرت زینب(س) با خدا از همیشه قویتر بود. او دردهایش را با سجده آرام میکرد و رنجهایش را با دعا معنا میبخشید. شبها وقتی بچههای کاروان با شکم گرسنه و دلهای پر از ترس میخوابیدند، زینب(س) غذای کم خودش را به آنها میداد و با بدنی خسته، رو به خدا میایستاد؛ انگار اگر او نبود، این کاروان از هم میپاشید.
نماز حضرت زینب(س) فقط برای شبها نبود. همین عبادت، به او قدرت میداد که روزها شجاعانه در برابر ظالمان بایستد. همان کسی که شبها با اشک دعا میکرد، روزها با حرفهای محکم و شجاعانه، حقیقت را فریاد میزد و دلها را بیدار میکرد.
حضرت زینب(س) به ما یاد داد عبادت یعنی مسئولیتپذیری، نه فرار از مشکلات. نمازهای او راه را برای خطبههایش باز کرد و شبزندهداریهایش، پشتوانه کارهای بزرگش شد. عبادت زینبی یعنی حتی وقتی در سختترین شرایط هستی، بنده خدا بمانی و تسلیم ظلم نشوی.
امروز هم داستان عبادت حضرت زینب کبری(س) به ما میگوید: اگر به خدا تکیه کنیم، حتی در سختترین روزها میتوانیم قوی بمانیم و دنیا را تغییر بدهیم.
