نماز یا فرار از مامان!؟
نماز یا فرار از مامان!؟ پسرم کلاس دومه؛ از اون زرنگها که هنوز خرابکاریش خشک نشده، نقشه فرار از بازخواست رو اجرا میکنه! تا یه شیطنتی میکنه، قبل از اینکه مامان فرصت کنه جلسه دادگاه رو تشکیل بده، سریع سجاده رو پهن میکنه و میایسته به نماز! اما قسمت جذاب ماجرا اینجاست؛ وسط نماز، یواشکی از گوشه چشم منو زیر نظر داره که ببینه قاضی پرونده هنوز عصبانیه یا میشه به ...
نماز یا فرار از مامان!؟
پسرم کلاس دومه؛ از اون زرنگها که هنوز خرابکاریش خشک نشده، نقشه فرار از بازخواست رو اجرا میکنه!
تا یه شیطنتی میکنه، قبل از اینکه مامان فرصت کنه جلسه دادگاه رو تشکیل بده، سریع سجاده رو پهن میکنه و میایسته به نماز!
اما قسمت جذاب ماجرا اینجاست؛ وسط نماز، یواشکی از گوشه چشم منو زیر نظر داره که ببینه قاضی پرونده هنوز عصبانیه یا میشه به عفو و بخشش امیدوار بود!
خلاصه، سجاده براش شده خط مقدم دفاع، دو رکعت نماز هم درخواست تجدیدنظر در حکم مامان!
من موندم این بچه نماز رو برای قرب به خدا میخونه یا برای دور شدن از دمپایی مامان؟!
آخه پسر جان! ما شنیده بودیم نماز آدم رو از کارهای زشت و ناپسند بازمیداره؛ تو چرا اول عملیات خرابکاری رو انجام میدی، بعد عملیات نجات رو با دو رکعت نماز شروع میکنی؟!
فقط مونده آخر نماز سلام بده و بپرسه: «مامان، حالا عفو شدم یا هنوز باید دو رکعت دیگه بخونم؟!»
