■ دليل قضا شدن نماز صبح چيست؟
پاسخ: * قضا شدن نماز ها بوِيژه نماز صبح بستگي به شرايط مختلف افراد دارد
* گاهي اوقات ممکن است ، عدم اشتياق کافي و عدم معرفت منجر به قضا شدن نماز ها شود(براي اينگونه افراد نماز اهميتي ندارد و لذا اشتياق به بيدار شدن ندارند )
* گاهي بي برنامگي در شبانه روز منجر به اين موضوع مي شود. فرد تا پاسي از شب بيدار است و دير وقت مي خوابد مسلما اين فرد نمي تواند براي نماز صيح بيدار شود و اگر هم بيدار شود در اوج خستگي و کسلي نماز را مي خواند
* برخي بدليل پرخوري و صرف طعام سنگين در شب، نماز صبح را خواب مي مانند
* عده اي بدليل سنگيني خواب براحتي نمي توانند بيدار شوند
* گناهان انسان نيز يکي از مهمترين دلائل براي قضا شدن فريضه نماز و سلب توفيقات بيشتر است.
* فعاليت بيش از حد، در روز و خستگي مفرط يکي ديگر از اين دلائل است .
* سستي و تنبلي از عوامل ديگر تحقق اين موضوع است .
نکته: انسان بايد با معرفت به خدا و توکل به او و توسل به اهل بيت عليهم السلام، محرمات را ترک کند و واجبات را انجام دهد و با وسوسه هاي شيطان مقابله کند و برنامه ريزي دقيق داشته باشد تا بتواند به همه کارهاي مادي و معنوي خود رسيدگي نمايد و اراده خود را تقويت کند تا بتواند به اهداف عالي خود دست يابد و حتما براي جلوگيري از قضا شدن نماز صبح ،قبل از خواب آداب خوابيدن (روبه قبله خوابيدن، با شکم پر نخوابيدن، ذکر خدا گفتن، با وضو بودن، خواندن سوره توحيد، گفتن تسبيحات حضرت زهرا س ، صلوات بر پيامبران، دعا و درخواست مغفرت براي اموات ، خواندن آيه آخر سوره کهف براي بيدار شدن در زمان خاص و ... ) را رعايت نمايد.
■ نماز غفيله چيست و چگونه خوانده مي شود؟
يكى از نمازهاى مستحبى«نماز غفيله» است كه بين نماز مغرب و عشا خوانده مىشود. درباره نماز غفيله امام صادق عليه السلام فرموده اند:«هر كس بين نماز مغرب و عشا اين دو ركعت نماز را بخواند، خداوند آنچه سؤال كند به او عطا مىنمايد.» ، همچنين از پيامبر خدا ( ص ...
■ نماز در اديان گذشته چگونه بوده است ؟
پرستش وعبادت خداوند یکی از چیزهای است که همه پیامران الهی مردم را به ان دعوت میکردند که قران هم به ان اشاره دارد اعبدواالله بنابر این هیچ شریعت ودینی از نماز جدانبوده گرچه شکل ظاهری ان تفاوت داشته است مثلا زرتشتیان پنج نماز دارند که هنگام طلوع افتاب ...
■ چرا هرچه خدارامیخوانیم جوابی نمیگیریم
یک ماهی از دوستش پرسید، چرا این آب، که همه از او می گویند را من نمی بینم؟
دوستش گفت: وقتش که رسید، می بینی...
روزی همان ماهی سر از آب بیرون کرد و احساس خفگی کرد.
دوستش را که دید، به او گفت، حالا آب را دیدم! بیرون از آب که رفتم، فهمیدن آب چه بوده. ...