■ اين حديث درسته که اگه بچه تا 10 سالگي نماز نخوند بايد با کتک وادارش کرد؟
پاسخ: در حديثی راجع به تمرين و عادت دادن فرزندان به نماز از پيامبر خدا ( صل الله عليه و آله ) وارد شده است كه: مُرُوهُمْ بِالصَّلَاةِ وَ هُمْ أَبْنَاءُ سَبْعٍ وَ اضْرِبُوهُمْ عَلَيْهَا وَ هُمْ أَبْنَاءُ عَشْرٍ» ؛« يعني آنها را در هفت سالگي به نماز امر كنيد و در ده سالگي بزنيد.»
راجع به این روایت نکاتی وجود دارد که عدم توجه به این نکات موجب برداشت غلط از روایت می شود
اول: در سیره عملی هیچ یک از معصومین علیهم السلام و توصیه های تربیتی آنها، زدن کودکان دیده نشده و حتی از این اقدام نهی نموده اند، به عنوان نمونه مردى حضور امام کاظم علیه السلام از فرزند خود شكايت كرد. حضرت فرمود:« لَا تَضْرِبْهُ وَ اهْجُرْهُ وَ لَا تُطِلْ.» ؛« فرزندت را نزن، و براى ادب كردنش، از او قهر كن، ولى مواظب باش، قهرت طول نكشد ( و هر چه زودتر آشتى كن.)» در اين حديث امام (ع) كيفر بدنى يعنى زدن طفل را صريحا منع فرموده و در عوض از مجازات عاطفى استفاده كرده است.
دوم: پیامبر خدا ( صل الله علیه و آله ) در روایات دیگر تنبیه بدنی را مورد مذمت قرار داده و این عمل را موجب پرداخت قصاص دانسته است و برای تنبیه مجازات های عاطفی را جایگزین نموده اند.
آن حضرت در مذمت کسانی که همسران خود را کتک می زنند فرموده است:« إِنِّي أَتَعَجَّبُ مِمَّنْ يَضْرِبُ امْرَأَتَهُ وَ هُوَ بِالضَّرْبِ أَوْلَى مِنْهَا لَا تَضْرِبُوا نِسَاءَكُمْ بِالْخَشَبِ فَإِنَّ فِيهِ الْقِصَاصَ وَ لَكِنِ اضْرِبُوهُنَّ بِالْجُوعِ وَ الْعُرْيِ- حَتَّى تَرْبَحُوا فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ» ؛« من تعجب می کنم از کسانی که زنان خود را کتک می زنند و چنین کسانی به کتک خوردن اولیت دارند تا زنان. ( سپس فرمود: ) زنان خود را با چوب نزنید كه در آن قصاص است ( بلكه اگر مي خواهيد تربيت و تنبيه كنيد مي توانيد ) به گرسنگى و برهنگى ایشان را بزنید تا آنكه فایده دنيوی و اخروی نصیب تان شود.»
همانگونه که در این روایت آمده، پیامبر خدا ( صل الله علیه و آله ) خودشان نیز دیگران را از تنبیه بدنی نهی نموده و مراد از« زدن» را در تنبیه بدنی نمی دانستند، بلکه« زدن» را در قالب مجازات عاطفی تفسیر می کردند.
سوم – در احادیث وظیفه آموزش گام به گام نماز توسط والدین از سن سه سالگی با آموزش کلمه توحید یعنی« لا اله الا الله» شروع شده و تا سن ده سالگی با آموزش کامل وضو، نماز و بازخواست آن ادامه می یابد.
لذا اگر مراد این روایت تنبیه بدنی هم باشد، برای کسانی است که در تربيت اولاد خود انواع تدبيرهاي لازم را به كار گرفته اند و در این مسیر بر اساس دستورات دینی آهسته آهسته و به تدريج جلو رفته اند. نه تندي اعمال كرده اند و نه كندي و مسامحه نموده اند اما با این حال همچنان فرزندشان از خواندن نماز سرباز می زند در این صورت مسئله كتك زدن و تاديب مناسب، آن هم نه شديد، به حكم«آخِرُ الدَّوَاءِ الْكَي» ؛« آخرين درمان داغ كردن است» لازم مي شود.نه اینکه برخی والدین بدون اینکه کمترین قدمی در راستای آموزش دینی فرزندشان برداشته باشند با شنیدن این روایت و بدون در نظر گرفتن توضیح و تفسیر های جانبی آن به یکباره به جان فرزند خود افتاده و انتقام تمامی سهل انگاری های خود نسبت به تربیت فرزند را از کودک خود بگیرند و در نتیجه فرزند خود را نسبت به دین و نماز بیزار نمایند.
چهارم – هدف از توصیه های اسلام تربیت دینی صحیح فرزندان می باشد لذا اگر عملی کردن چنین توصیه ای، حتی با در نظر گرفتن تمامی جوانب گفته شده آن، اثر سوء داشته باشد و فرزند را به لجاجت و مقاومت وادار نماید، نبايد به آن متوسل شد.
■ حکم خواندن نماز با وجود خون زخم، جراحت یا دمل چیست؟
اگر در بدن یا لباس نمازگزار، خون زخم، جراحت یا دمل باشد، چنانچه آب کشیدن بدن، لباس یا عوض کردن لباس برای بیشتر مردم یا برای شخص او سخت و مستلزم حرج و مشقت است، تا وقتی که زخم، جراحت یا دمل خوب نشده است، میتواند با آن خون نماز بخواند.
همچنین چرکی ...
■
مدتي است نماز نمي خوانم و دست و دلم به نماز نميرود. خيلي دلم عبادت خالصانه ميخواهد ولي نميتوانم. هر بار هم که شروع به خواندن مي کنم بعد از مدتي ترک مي کنم. از طرفي، فکر مي کنم بندگي و انسان خوب بودن کافيه و احتياجي به نماز نيست. لطفا راهنمايي کنيد
به نكات ذيل توجه كنيد:
1. مرتب به گذشته فكر كردن انسان را از حركت باز مي دارد. ما مي توانيم در يك صورت به گذشته خود فكر كنيم و آن زماني است كه تأمل در گذشته سبب رشد و حركت مثبت ما شود و آن براي عبرت گيري و تجربه باشد. پس توصيه ما اين است كه انسان ه ...
■ چگونه خود را تشويق كنيم كه نماز اول وقت بخوانيم؟
به ترتيب سه امر مهم را در خود محقق سازيد:
1- باور كردن اهميت نماز اول وقت : گاهي انسان به يك چيزي اعتقاد دارد اما باور و ايمان ندارد. مثلا" مي داند انسان مرده ترسي ندارد, اما باز هم مي ترسد. وجود اين ترس در انسان دليل است كه آن اعتقاد، تبديل به ب ...