■ چرا قضاي نماز را بايد بخوانيم؟ خدا که به نماز ما احتياجي ندارد؟
پاسخ: مثال ترک نماز واجب و لزوم قضاي آن مانند دانشجويي است که در انجام تکاليف دانشگاه کوتاهي نموده و در امتحان آخر دوره مشروط شده است و در فرصت دیگر امکان جبران به او می دهند.
نماز قضا در حقيقت ايجاد اين امکان است که دانشجو بتواند در اولين موقعيت اين ضايعه را جبران نمايد تابتواند از امکانات و امتيازات پايان دوره دانشجويي استفاده کند.
انجام دستورات و اوامر الهي و عبادات و از جمله نماز داراي مصالح فراوان مادي و معنوي است که خداوند متعال به خاطر شدت تاثيرات اين عبادات در کسب کمالات معنوي آن ها را بر بندگان خود واجب نموده است.کسي که موفق به انجام اين عبادات نشده در حقيقت مصلحت موجود در آن را درک نکرده است قضاي عبادت در حقيقت نوعي ترحم و فرصتي است که خداوند براي جبران بخشي از اين مصلحت فوت شده قرار داده است.
ايجاد فرصت براي جبران مصلحت عباداتي که در ظرف زماني مخصوص خود واقع نشده است نه تنها در مورد بسياري از واجبات وجود دارد بلکه اين فرصت در مورد بسياري از مستحبات نيز پيش بيني شده است و اين امر به معناي تفضل و رحمت الهي است که امکان جبران مافات را مقرر فرموده است.
گذشته از اينكه وجوب ادای نماز قضا مي تواند نقش بازدارندگي درقضا شدن نماز داشته باشد. به عبارت دیگر وقتی مکلف بداند که نماز تکلیف دائمی وضروری است وحتی اگر دروقت معین ادا نشود باید درآینده ادا شود هرچند فضیلت کمتری دارد بطور عقلانی ومنطقی ترجیح می دهد نماز را دروقت معین بخواند.
■ اگردانش آموزی پرسید: خدایی که بی نیاز از عبادت ماست چرا باید برایش نماز بخوانیم؟ چه جوابی به این دانش آموز بدهیم؟
بگویید: درست است که خدا به نماز ما نیاز ندارد ولی ما به نماز نیاز داریم. مثل این است که اگر به ما گفته شده است که خانه هایتان را رو به خورشید بسازید به این معنا نیست که خورشید به خانه ما نیاز دارد، چون مردم خانه هاشان را چه پشت یا رو به خورشید بسازند ...