■ نماز خواندن با کلاهگیسی که از موی طبیعی ساخته شده و معلوم نیست آن موها از کافر است یا مسلمان، چه حکمی دارد؟
پاسخ: در بدن و لباس نمازگزار نباید عین نجس وجود داشته باشد. و در فرض سؤال، اگر کلاهگیس از موی طبیعی کافر(غیر اهل کتاب) تهیه شده باشد و موها نیز به گونهای کاشته نشده باشد که قابلیت رشد داشته و به عبارتی جزء بدن فرد درآمده باشد، نماز خواندن با آن باطل است، مگر اینکه ضرورتی پیش آید؛ مثل اینکه کلاهگیس به سر چسبیده و جدا کردن آن مشقت داشته باشد و از طرفی هم وقت کافی برای خواندن نماز نیز نباشد.
ولی اگر نمازگزار نسبت به این موضوع شک دارد، و نمیداند کلاهگیس از موی مسلمان تهیه شده یا کافر؟ بیشتر مراجع نمازش را صحیح میدانند، ولی برخی[1] مراجع در این موضوع احتیاط نموده و نماز با چنین کلاهگیسی را صحیح نمیدانند.
ضمائم:
پاسخ دفاتر مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:[2]
حضرت آیت الله العظمی خامنهای (مد ظله العالی):
اگر یقین ندارید که از کافر غیر کتابی است، اشکال ندارد.
حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):
با علم اجمالى به بودن موى کافر غیر کتابى در میان آنها حکم به طهارت اشکال دارد.
حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی (مد ظله العالی):
[در فرض سؤال] مو پاک است و نماز هم با آن صحیح است.
حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):
در صورت ضرورت، مشکل شرعی ندارد.
حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی):
مانعی ندارد.
[1]. آیت الله سیستانی.
[2]. استفتا از دفاتر آیات عظام: خامنهای، سیستانی، شبیری زنجانی، مکارم شیرازی، نوری همدانی (مد ظلهم العالی) توسط سایت اسلام کوئست.
■ نظر اسلام در باره حضور زنان در مساجد چیست؟
نظر اسلام در باره ارتباطاط زنان با افراد نامحرم این است که هرچه کمتر با مردان نامحرم ارتباط داشته باشند و جز در موارد ضروری از منزل خود خارج نشوند. این دو روایت در همین رابطه تفسیر و تحلیل می شوند.
بر طبق روایت اول امام صادق (ع) فرموده است :"بهتری ...
■ نمازهاى واجب كدام است؟ و هر كدام چند ركعت است؟
نمازهاى واجب شش تا است:
1.نماز يوميه كه در مجموع 17 ركعت است: نماز صبح دو ركعت، نماز ظهر چهار ركعت، نماز عصر چهار ركعت، نماز مغرب سه ركعت و نماز عشا چهار ركعت.
2.نماز آيات: دو ركعت.
3.نماز ميت: يك ركعت
4.نماز طواف واجب خانه كعبه: دو ركعت است، ك ...
■ چرا هرچه خدارامیخوانیم جوابی نمیگیریم
یک ماهی از دوستش پرسید، چرا این آب، که همه از او می گویند را من نمی بینم؟
دوستش گفت: وقتش که رسید، می بینی...
روزی همان ماهی سر از آب بیرون کرد و احساس خفگی کرد.
دوستش را که دید، به او گفت، حالا آب را دیدم! بیرون از آب که رفتم، فهمیدن آب چه بوده. ...