■ واژه «نماز» در فارسی به چه معناست؟ چرا در عربی آن را «صلاه» معنا می کنند؟
پاسخ: واژه فارسی نماز، از واژه پهلوی «نِماک» گرفته شده است. نماک نیز از ریشه باستانی «نِم» به معنای خم شدن و کرنش است. اندک اندک در میان مسلمانان واژه هایی همچون صلات و عبادت، جای آن را گرفتند.(1)
بر اساس برخی اسناد تاریخی، گروهی از ایرانیان تازه مسلمان در سال های حکومت اعراب بر ایران، به جای واژه «صلاه» از کلمه «نِماک» (به کسر نون) استفاده می کردند. آنان هنگام فراخواندن مردم به سوی نماز، به جای «الصلاه»، واژه «النِّمَاک» و به جای «حی علی الصلاه» عبارت «بشتابید به سوی نِماک» را به کار می بردند.(2)
فرهنگ عمید، نماز را چنین معنا کرده است: «پرستش، نیاز، سجود، بندگی و اطاعت، خم شدن برای اظهار بندگی و اطاعت و یکی از فرایض دین، عبادت مخصوص و واجب مسلمانان که پنج بار در شبانه روز به جا می آورند».(3)
پی نوشت ها:
1- حسن راشدی، نمازشناسی، ج 1، ص 65، برگرفته از: محمد خزایلی، احکام قرآن، ص 338.
2- حسن راشدی، نمازشناسی، ج 1، ص 65، برگرفته از: محمد خزایلی، احکام قرآن، ص 338.
3- فرهنگ عمید، ج 2، ص 1919، برای مطالعه بیشتر درباره نماز نک: محسن محمدی، از نمازگزاری تا انس با نماز، صص 23 _ 28.
منبع: پرسمان نماز : پاسخ به پرسشهای نماز/محسن محمدی
■
اذکار سبعه که سفارش شده است بعد از نماز صبح خوانده شود، چیست و چه اثراتی دارد؟
گفته میشود که برخی از بزرگان معاصر، به خواندن اذکاری به نام «اذکار سبعه» و یا «ذکرهای هفتگانه» توصیه کردهاند:
1. بسمله، یعنی گفتن «بسم الله الرحمن الرحیم»،[1]
2. حوقله، یعنی گفتن: «لا حول و لا قوه الا بالله»،[2]
3. تسبیح، یعنی گفتن «سبحانالله»،[3]
4. تحمید، یعنی گفتن «الحمدلله»،
5. تکبیر، یعنی گفتن «اللهاکبر»،[4]
6. تهلیل، یعنی گفتن «لا اله ...
■ با این که خداوند مکان و جهت خاصی ندارد، چرا باید به سمت قبله نماز خواند؟
پاسخ اول: «به سبب آن که رو به سمت خانه خدا کردنِ ظواهرِ بدن انسان، مقدمه و وسیله و محرکی است برای روی کردن بواطن انسان به سوی جهت واحدی که همان خانه خدا باشد؛ همین امر باعث می شود که قلب انسان از حالت التفات به جهات مختلف خارج شود و تنها به یک سمت که ...